روزهاي زندگي شـيـدا
پنجشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٦
پست نيمه شبانه!

سلام به همه دوستای نازنیم

الان ساعت ۲ نصفه شبه..ولي هر كاري كردم خوابم نبرد...گفتم بيام حداقل اينجا رو به روز كنم شايد خوابم بگيره

راستش اولین روزی که اینجا رو ساختم اصلا فکرشو هم نمیکردم که اینهمه دوستای خوب و مهربون پیدا کنم...اما الان واقعا به خاطر این موضوع خوشحالم...

امروز آخرین روز دانشگاه بود ...

این یه هفته هرچی پایان نامه و طرح و پروژه و....تو اینترنت وجود داشت رو پرینت گرفتم و به تمام استادام یکی یه دونه تحقیق ارائه کردم...البته به جز اون یه دونه که همش رو از خودم گفته بودم و یه ۲۰ هم گرفته بودم...

 خلاصه ،امیدوارم خداوند عمر طولانی به قرار دهندگان پایان نامه ها و تحقیقات در اینترنت عنایت فرماید تا در ترم های بعد هم همچنان ما دانشجویان ساعی!به امر پرینت گرفتن و کسب نمره های درخشان مبادرت فرماییم..

اين ۲ روز تعطيلات اصلا به من خوش نگذشت...مخصوصا روز دوشنبه...اينقدر حوصله ام سر رفته بود...۲۰۰ بار اومدم به وبلاگ همه سر زدم هيچ خبري نبود...حتي تو اون وبلاگم هم پرنده پر نميزد...دوستامم كه يا مسافرت بودن يا مهمون داشتن...البته از قبلش برنامه ريزي كرده بودم كه مثلا بشينم ۴ خط درس بخونم ها...اما حوصلشو نداشتم...

ميگم از اين به بعد شب قبل از تعطيلات همه وبلاگهاشون رو آپ كنند خيلي خوب ميشه ها...اوووووووووووو....تا آدم همشونو بخونه و برا هر كدوم ۴ خط كامنت بذاره تعطيلات تموم ميشه

پ . ن : مي خواستم خواهش كنم اگه براي كسي امكانش هست يه دونه دعوتنامه پرشين گيگ براي من بفرسته...خيلي بهش احتياج فوري دارم...مرسي