روزهاي زندگي شـيـدا
شنبه ٩ تیر ،۱۳۸٦
کوچ

چقدر آواز کف گلویم چقدر قمری کف دستم

دیگر نبودنت را بهانه نمیگیرم

...

دوستان عزیزی که هنوز به این صفحه سر میزنید،من از این خانه کوچ کردم،اگر مایل به دانستن ادرس جدید هستیدکامنت بگذارید حتما به شما سر خواهم زد

شاید یک روز برگشتم...فعلا تعطیل!

یکشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٦
خصوصيات هميشگي من!

سلام

امروز تصميم گرفتم توي بازي كه سيبي جون منو دعوت كرده بود شركت كنم... سوال بازي اين هست كه فقط 5 مورد از خصوصياتي كه هيچ وقت در شما تغيير نكرده و نخواهد كرد رو بنويسيد...

۱- من از وقتي يادم مياد هميشه از سوسك پردار مي ترسيدم...حتي الان هم ميترسم...و مطمئنم تا زماني كه زنده هستم هميشه از سوسك پردار خواهم ترسيد!البته گاهي اوقات مجبورم با استفاده ازاسپري سوسك كش اونها رو بكشم اما حتي در لحظه عمليات قتل، باز هم در حال سكته كردن هستم!

۲- چند تا چيز هست كه از اونها بدم مياد و مطمئنم همينطور كه تا حالا نظرم عوض نشده هيچ وقت ديگه هم عوض نخواهد شد:

 الف - از رنگ خردلي و بنفش بادمجوني پررنگ متنفرم!نميدونم چرا اين دوتا رنگ اينقدر منو عصبي ميكنه،لباسهاي گل منگلي هم دقيقا در من همين حس رو ابجاد ميكنه!

 

ب - آدمهاي كثيف وشلخته و آدمهايي كه به جاي بوي عطر معمولا بوهاي ديگه ايي ازشون به مشام آدم ميرسه  رو اصلا نميتونم تحمل كنم....موردي كه بيشتر از همه اينها آزارم ميده اينه كه كسي جلوي من انگشت سبابه يا هر انگشت ديگه ايي شو به بيني اش نزديك كنه....اين كار در حد مرگ باعث ناراحتي و عصباني شدنم ميشه!

ج- از اجبار و زور براي انجام دادن كارها بدم مياد.(خوشم نمياد كسي با دستور دادن  بخواد منو به كاري وادار كنه)

۳- يك چيزهايي هم هست كه هميشه دوستشون داشتم و دارم و خواهم داشت :

الف – هميشه از موسيقي و اديبات لذت بردم....البته به جز شعرهاي پروانه ايي و سبك هاي از خود اختراع شده!...گاهي اوقات بعضي از آهنگها و شعرها تاثير عميقي روي من ميذاره كه خودم رو متعجب ميكنه.

ب – عاشق خريد كردن هستم...البته نه خريد هرچيزي.از خريد عطر ،كتاب،لباس،كيف و كفش،لوازم آرايشي و بهداشتي و عروسك ! خيلي لذت ميبرم(راستي بعضي از عطرها هم تاثير عميقي روي من داره!)

ج – عاشق حيوانات هستم...مخصوصا وقتي كوچولو هستن(البته به جز حيوان بند 1!)از ديدن برنامه راز بقا خيلي لذت ميبرم.

د- بچه هاي كوجولو رو خيلي دوست دارم مخصوصا كه با ادب و ساكت باشن و يكمي هم لپ هاشون تپلي باشه و ارتباطم با بچه ها خيلي خوبه!...در ضمن از پيرمرد ها و پيرزنها خيلي خوشم مياد و نسبت بهشون يه حس دلسوزي دارم( حتي اگه اوضاع زندگيشون خيلي هم عالي باشه)...از ديدن فيلم هاي آسايشگاه سالمندان و يا پرورشگاه ها بعضي اوقات گريه ام مي گيره.

۴-  اصلا آدم كينه ايي نيستم و ناراحتي من از آدمها فقط در همون لحظه ست..حتي اگر بدترين كار رو انجام داده باشند خيلي راحت ميتونم ببخشمشون و همه چيز رو فراموش كنم.

۵- موقعي كه خيلي عصباني ميشم نميتونم با كسي دعوا كنم يا داد و فرياد راه بندازم...معمولا دراين جور مواقع سكوت مي كنم و سعي ميكنم در تنهايي خودم به آرامش برسم.البته هر چند سال يك بار ممكنه اين مورد شامل استثنا بشه!اما تعدا اين استثنا ها خيلي كمه!

(البته چيزهاي ديگه ايي هم هست كه ميشه به اين موارد اضافه كرداما حیف که باید ۵ موردباشه... )

 *من براي ادامه  از تمام دوستايي كه لينكشون رو در وبلاگم گذاشتم دعوت ميكنم اين بازي رو ادامه بدن ( همه كساني كه خواننده اين وبلاگ هستن اگر خودشون دوست دارند از طرف من به اين بازي دعوت هستن)

علت اينكه همه رو به اين بازي دعوت كردم اينه كه اين يه جور خودشناسي هست و خيلي خوبه كه همه يكبار در مورد خصوصيات اخلاقيشون جدي فكر كنند.

پ . ن :حتما وقتی نوشتین ، خبر بدید بیام بخونم.